حسن مرسلوند
86
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
1288 خورشيدى همزمان با ورود قواى مشروطهخواهان به تهران ، از سلطنت خلع شد . پس از خلع پدر ، احمد شاه در همان سال به تخت سلطنت جلوس كرد . چند سال ابتداى سلطنت احمد شاه ، بدليل صغر سنّ ، به كمك دو نايبالسلطنه انجام امور سلطنتى گذشت . در آغاز « عضد الملك » قاجار ، و پس از او « ناصر الملك قراگوزلو » به نيابت سلطنت رسيدند . احمد شاه قاجار در 28 شعبان 1332 رسما تاجگذارى كرد ، و خود زمام امور سلطنت را بدست گرفت . او مردى وطنپرست و خواهان استقلال ايران بود . او كه به چشم خويش عاقبت كار پدر مستبدّ خود را ديده بود ، هرگز علاقه نداشت كه با اتّخاذ روش ديكتاتورى و استبداد ، به همان سرانجام دچار گردد . در سال 1329 قمرى ، هنگامى كه پدرش محمد عليشاه مخلوع ، براى كسب مجدّد سلطنت و حكومت به ايران آمد ، او پادشاه بود و هيچ اقدامى در جهت كمك به پدر انجام نداد ، تا اينكه دولت مشروطه موفق به سركوب پدرش و نيروهاى ضد انقلاب شد . واقعه اولتيماتوم روسيه براى اخراج « مورگان شوستر » مستشار امريكائى در سال 1329 قمرى و اشغال نظامى آذربايجان بهوسيله قواى متجاوز روسيه ، عقد قرارداد خائنانه 1919 وثوق الدوله با انگلستان ، كودتاى سوم 1299 ، نخستوزيرى سردارسپه در مهر 1302 ، همه وقايع مهلكى هستند كه در هنگام سلطنت كوتاهمدّت او بوقوع پيوست . پس از اعلام مفاد قرارداد 1919 وثوق الدوله ، احمد شاه در كنار مليون و آزادىخواهان ايران قرار گرفت و مخالفت صريح خود را با اين قرارداد اعلام كرد . او در مجموع طرفدار نوعى سياست موازنهء منفى در روابط خارجى بود ، و براى ايجاد اين موازنه دست دوستى بجانب دولت سوسياليستى تازه تولد يافته شوروى دراز كرد ، ولى اين دولت جوان ، بسيار پرشور و انقلابى بود و نمىتوانست با پادشاه و پادشاهزادهها دوستى كند . احمد شاه به عمد عناصر انگليسى ( آنگلوفيل ) را از دربار خود دور مىكرد و در عوض از سوسياليستهايى نظير « سليمان ميرزا اسكندرى » حمايت مىكرد . اين نوع حمايت از سوسياليستها بود كه سبب شد مرحوم مدرّس بگويد : « پادشاهى كه به سوسياليسم رأى بدهد خودبخود منعزل است » . احمد شاه غافل بود از اينكه اين سوسياليستها دست در دست سردار سپه دارند و با او پيمان به قدرت رسيدن و حاكميت بستهاند . دولت انگلستان كه از طرفى نمىتوانست پادشاه مستقل و مخالف قرارداد 1919 وثوق الدوله را در ايران تحمل كند ، و از طرف ديگر ميل آن دولت بر استقرار يك حكومت مركزى مقتدر در ايران قرار گرفته بود ، سرانجام با حمايت از يك افسر قزاق بنام « رضا خان